سفر تمدن می سازد

سخنرانی سید محمد مهدی میرباقری در همایش ظرفیت های فرهنگی تمدنی پیاده روی اربعین - آبان ۱۳۹۵

۱۳۶ بازدید·۱ تیر ۱۴۰۲

دیدگاه‌ها
می‌توانیم موافق حسین کچویان باشیم که می‌گوید: «اربعین امکان تجربه متعالی در جهان کنونی را برای ما فراهم کرده است» و اهمیت اربعین را در این بدانیم. همۀ آنها که جزو چند میلیون آدمی بوده‌اند که در تجربه پیاده روی اربعین شرکت داشته‌اند و روح و حال آنرا حس کرده‌اند این سخن کچویان را درک می‌کنند. اما خوب می‌دانیم که این سخن به معنی منحصر کردن تجربه پیاده روی اربعین در حس معنویِ فردی آن نیست. نه او، و نه هرکس دیگر که به وضع سیاسی تشیّع التفاط دارد چنین فکری ندارند. تمام سخنرانی استاد میرباقری تلاشی است برای معنی کردن وضع سیاسیِ سفر به سوی کربلا. این سفر برای شیعه هم تاریخی است و هم سیاسی. کافی است نگاهی به تاریخ بیاندازیم و سررشتۀ این تلقی را دنبال کنیم. استاد میرباقری در تفسیر سفر کربلا، توجه را به خود «سفر» جلب می‌کند. او از خود سفر، درباره از خویش و از دنیای ظلمانی دنیا برون رفتن و جمع شدن پیرامون حقیقت ائمه می‌گوید. او برای این سخن از تاریخ مثالی می‌زند که «هجرت امام رضا-علیه السلام- باعث شد شیعه جغرافیا پیدا کند.» با ین کار او در واقع به سفر امام-علیه السلام- و شکل گیری جامعه شیعی در ایران روایتی متفاوت می‌بخشد. اینکه استاد میرباقری زمانی که می خواهد از پیاده روی اربعین حرف بزند ماجرا را با سفر رفتن و حقیقت آن پیوند می دهد، شاید مهمترین تمایز گفتار او است. گویا تنها کسی می‌تواند این سفر را تاریخی و سیاسی ببیند که به سیاست و اهمیت آن، واقف است. بی دلیل نیست که او جا به جا در سخنرانی‌اش از توریسم و تمایز آن با سفر به سوی کربلا حرف می‌زند. آنطور که رئیس فرهنگستان علوم قم می‌گوید: توریسم سفری غیر سیاسی، و البته به شدت سیاسی است. توریسم انتقال فرهنگ، و در عین حال زدودن آن است. توریسم در نظر او در جهت پروژه سیاسی توسعه عمل میکند، در حالی که رفتن به زیات امام حسین-علیه السلام- هجرتی از خود به سوی حقیقت روشنی بخش، و از حیث سیاسی علیه فرهنگ توسعه است.