ایران: فرهنگ یاری‌گری و تمدن کاریزی

مرتضی فرهادی - دانشگاه تهران - ۶ آبان ۱۴۰۴

۷۸۳ بازدید·۱۱ ماه پیش

دیدگاه‌ها
دوست داشتن ایران به معنای عشق ورزیدن به چیست؟ این پرسشی است که همواره در تاریخ معاصر ملت و روشنفکران ما مطرح بوده و هست. گرچه چند صباحی است بار دیگر گفتگوها در این باره بالا گرفته اما همچنان بسیاری از دادن پاسخی واضح و ضروری به آن عاجزند. مرتضی فرهادی، استاد مردم شناسی که سال هاست عمر و علم‌ خود را در جستجو و مشاهده زیست انسان ایرانی در این جغرافیا و تاریخ صرف نموده است اکنون برای ما از آنچه شگفتی برانگیز است می‌گوید. فرهادی ایران را نقطه عطفی از تاریخ زیست انسان بر این کره خاکی فهم کرده. نقطه‌ای که انسان با زمین دوستی گزید و راه زیستن در عین احترام به بن‌مایه هستی را آموخت. انسانی که آب را به مثابه موجودی زنده با میل خودش به خدمت گرفت تا بتواند یکجانشین شود و از این یکجانشینی شهر بنا شد. آنچه به قول فرهادی پدران بی سواد ما آباد کردند و ما فرزندان باسواد آنها از انجامش عاجز هستیم با فرهنگ یاریگری ممکن شد. فرهنگی که تنها یک نشانه باقی‌مانده‌ی آن پدیده اعجاب‌آوری به نام قنات است. برای درک عظمت کاریز و قنات فرهادی دست به مقایسه های کمی آن با درآمد نفت یا فاصله ماه تا زمین و طول خط استوا می‌زند تا به گفته خود ذهن محاسباتی انسان امروز را به تعظیم و ستایش دستاوردهای پدران گذشته خود دعوت کند. فرهادی کلید حل معمای کاریز را همان درکی که از انسان ایرانی پیدا نموده می‌داند. انسانی که گندم و جو را «اهلی» و چهارپایان را «رام» کرده و بدون خشونت سلطه‌طلبانه مدرن توانسته با یاریگری جهان را به خدمت گرفته و آباد سازد.