جلال، پژواک درونش بود
سخنرانی یوسفعلی میرشکاک در نشست «میراث جلال»، فرهنگسرای اندیشه، ۱۵ آذر ۱۴۰۲
جلال در طول عمرش از آذر ۱۳۰۲ تا شهریور ۱۳۴۸ طاقت خیلی چیزها را ندارد و برای رسیدن به چیزی ناپیدا میجنگد. اینهمه از او شخصیتی مستقل میسازد که مدام در سرگشتگی است. سرگشتگی و جستوجوی جلال برای فعالیت سیاسی و اجتماعی مؤثر، باعث گریز از مذهب و بعدها ترک حزب توده شد. باقی عمر جلال را صرف سفر، تماشای احوال مردم و تک نگاریهایی شد که از جمله آنها «خسی در میقات»، سفرنامه او به حج است. گو همه اینها پژواک نزاعی بود که جلال درون خود و با خود داشت.یوسفعلی میرشکاک در این سخنرانی به تقلای جلال برای یافتن خود اشاره میکند. میرشکاک میگوید «غربزدگی» جلال آل احمد هم عارضهای بود که او در خود یافته بود.