بهار در خزان
ملکالشعرای بهار، شاعر درد وطن | آذر ۱۴۰۰
صد سال از سرودن قصیده دماوندیه میگذرد. بهار شعر را پس از آزادی از زندان سرود. زندان رفتن او تحت تأثیر فعالیتهای مطبوعاتی و اشعار انتقادی او در دورهای بود هرج و مرج مطلق در ایران حاکم بود. دورهای که ایران با مشروطه تجربه کرد، تجربه امیدواری و سرخوردگی بود.
بهار مثل هرکسی که درد ایران داشت، نمیتوانست شاعر این همه درد نباشد. اما شعر و تمنای او بوی ناامیدی داشت. با شکست مشروطه و ظهور استبداد رضاخان از هیچ گوشهای بوی امید نمیآمد.بهار در شعر دماوندیه جواب شکستها و ناکامیهایش را از دماوند میخواست. و او را به دادخواهی فرامیخواند. بهار میخواهد؛ دماوند با همه فسردگی و ناامیدیِ زمانه، فریاد بکشد و به خروش بیاید.
قطعه دماوند اگرچه شور و حرارتی بینظیر دارد، اما تلخ و سوزناک است و گویای سالهای ناامیدی ایران. شعر بهار اما با آن تمنای درونی و دردی که شاعر از درون آن میگوید، هنوز گرمای خود را دارد.